سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

270

طب در دوره صفويه ( فارسى )

از روى نوشته‌هاى موجود بايد چنين قضاوت كرد كه ناهنجارىهاى عنبل در آن ايام رايج‌تر از امروز بوده است اما من فكر مىكنم علت آن طبقه‌بندى مشترك اين عارضه با نابجائى مجراى ادرار مردان باشد . به علاوه كودكى كه جنسيت او در به دو تولد كاملا مشخص نبود به عنوان يك دختر بزرگ مىشد و به اين ترتيب درصد كسانى كه فاقد عنبل طبيعى دانسته مىشدند افزايش پيدا مىكرد . نحوهء جراحى عنبل غير طبيعى توسط بسيارى از پزشكان ايرانى شرح داده شده است . ابن سينا در كتاب قانون اجمالا به اين موضوع پرداخته و مىنويسد كه به نظر وى قطع قسمت‌هاى زائد تنها راه علاج مىباشد ، او هم‌چنين مىگويد كه اندازهء عضو مزبور در يك زن ممكن است متغير بوده در تابستان بزرگتر و در زمستان كوچكتر باشد ، و براى اثبات نظريهء خود نوشته‌هاى جالينوس و آرشيژنس را شاهد مىآورد . پلوس و باردل در كتاب خود فصل مربوط به عنبل را با اين جمله شروع مىكنند كه برخى از كالبدشناسان معتقدند كه اين عضو در زنان ساكن مناطق حاره بزرگتر از كسانى است كه در مناطق معتدله مخصوصا سردسير زندگى مىكنند . جرجانى در اين زمينه نوشته‌هاى ابن سينا را تقريبا كلمه به كلمه بازگو كرده و اضافه مىكند كه برخى اوقات عنبل بقدرى بزرگ است كه همخوابگى را مشكل مىسازد و اين حالت را نخسان كنيزكى مىنامند . جرجانى در به كار بردن اين اصطلاح راه اغراق نپيموده است زيرا مىبينيم كه بروس هم مىگويد كه عنبل برخى از زنان حبشى « گاهى اوقات چنان بزرگ ، پهن و غير عادى است كه موجب بيزارى مرد از همبسترى با او و حتى مانع انجام اعمال زناشوئى مىگردد » . نكته‌اى كه احتمالا مىتواند با بحث ما بدون رابطه نباشد اين است كه در بسيارى از نوشته‌هاى مورد بحث از زنان حبشى با عنوان عنبلى نام برده شده است . شرف الدين در كتاب جراحى ايلخانى اظهار مىدارد كه راه علاج اين عارضه جراحى است و نقاشى مينياتورى از اين جراحى عرضه مىكند « 22 » . نكتهء جالب در اين مينياتور اين است كه مىبينيم جراح زن است . او عنبل فوق العاده بزرگ زن بيمار را در دست راست و چاقوى كوچك جراحى را در دست چپ دارد . يكى ديگر از بيمارىهائى كه درمان آن نياز به جراحى داشت عارضه‌اى است كه پزشكان دورهء صفويه آن را رتق ناميده‌اند . با تعريفى كه جرجانى از اين بيمارى كرده است معلوم مىشود كه منظور اصلى از آن پرده بكارت بدون سوراخ و يا احيانا انسداد عنق الرحم ( Vagina ) به دلايل مختلف و حتى حالت بسيار نادر فقدان مادرزادى عنق الرحم مىباشد . طبيعى است كه تمام اين حالات پس از رسيدن دختر به سن بلوغ مانع از خروج خون حيض مىشد و تنها راه درمانش هم باز كردن اين راه از طريق جراحى بود . روش پزشكان دورهء صفويه براى درمان اين بيمارى مشابه طرز كار پزشكان امروزى

--> ( 22 ) - مينياتور شماره 73 ( مترجم )